الملا فتح الله الكاشاني

260

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرمود وى را بغايت دشمن گرفتند و به جهت تعاون با يكديگر بر دفع آن حضرت رابطهء دوستى و محبت در ميان ايشان پيدا شد و كينهاى ديرينه كه با يكديگر داشتند از سينه هاى خود بيرون كردند و بموجب ( عند الشدائد تذهب الاحقاد ) با يكديگر اتحاد ورزيدند و متفق شده گفتند كه بهشت مخصوص است بما و هر كه متدين بدين ما نيست به بهشت نخواهد رفت پس باتفاق با يكديگر كمر عداوت آن حضرت ص بر ميان بستند و بر مجادله و منازعه مناظرهء آن حضرت متفق گشتند كما قال اللَّه تعالى * ( وَقالُوا ) * عطفست برود و ضمير راجع باهل كتابست كه يهود و نصارىاند يعنى گفتند يهودان و ترسايان * ( لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ ) * هرگز داخل نشود ببهشت * ( إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً ) * مگر آن كسى كه باشد يهودى * ( أَوْ نَصارى ) * يا نصرانى هود جمع هايد است چون عايد و عود و توحيد اسم مضمر و جمع خبر باعتبار لفظ و معنى اسم موصول است و قول اكثر و اشهر ميان اهل تفسير بلكه صحيح و معتبر پيش ايشان معنى آيه آنست كه گفتند يهود در بهشت نرود مگر يهودان و ترسايان گفتند كه در بهشت داخل نشود مگر نصارى به جهت آنكه ميان اين دو فرقه تعادى بود و هميشه يكديگر را تضليل ميكردند و آيتى كه بعد از اين مىآيد مؤيد و مصحح اين قول است و بنا بر اين تلفيف ميان قول يهود و نصارى به جهت اعتماد است بر فهم سامع كه رد هر فرقه كند بقول خودش و مانند اين است آيهء وَقالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى * ( تِلْكَ ) * اين آرزوى مذكور كه دعوى عدم نزول خير است از خدا بر مؤمنان و تمناى رد ايشان بكفر و عدم دخول غير يهود و نصارى در جنت * ( أَمانِيُّهُمْ ) * آرزوهاى يهودان و ترسايان است و ميتواند بود كه مشار اليه تلك قول اخير باشد و جمع خبر بنا بر حذف مضاف در اسم اشارة و تقدير اينكه امثال * ( تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ ) * يعنى امثال اين نوع آرزوها كه عدم دخول غير يهود و نصارى است در بهشت امانى يهود و ترسايانست و اين جمله اعتراضيه است و امانى جمع امنية است ماخوذ از تمنى و در اصل امنويه بوده چون اضحوكه و اعجوبه كه واو به يا قلب شده و ضمه بكسره بدل گشته و گويند امانى بمعنى اكاذيب و اباطيل است بلغت قريش و يا ماخوذ است از ( تمنى كتابا اى تلاه ) يعنى اين اقاويل و يا تلاوت ايشان است * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ص در جواب ايشان كه * ( هاتُوا بُرْهانَكُمْ ) * بياريد حجت خود را بر دعوى اختصاص شما بدخول جنت * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در قول خود چه هر قولى كه لا عن دليل باشد غير ثابت و غير مسموع است كما قيل ( من ادعى شيئا بلا حجة